بخشی از "دانسته ها"ی همه ی آدمها، چیزهای نخوانده و ندیده و البته حاضر و آماده ایست که از بیرون و بدون هیچ تفکر و تعمق و اندیشه ای، وارد ذهنمان شده و همانجا مانده. یک چیزهایی که هیچوقت حوصله ی آن را نداشته ایم که بیرون بکشیمش و به درستی یا نادرستیش فکر کنیم. کافیست یکی دو مصداق هم اینجا و آنجا در تاییدش دیده باشیم و دیگر تمام! بعد از آن هر چیزی که خلافش را نشان دهد، از نظر ما مثال نقض نیست، بلکه صرفا "استثنا"ست.
یکی از این "دانسته ها" نگاه سنتی و ریشه داریست که به دو جنس، در تمایلات و خواستهای جنسی شان می شود. اینکه همیشه زن مفعول و منفعل، و مرد، فعال و البته فاعل تصور می شود. اینکه این صرفا زنان هستند که مورد نیاز و استفاده ی مردان قرار می گیرند و اگر در این میان کسی بناست که لذتی ببرد، این مردان هستند و نه زنان. سهم مردان "نیاز" است و کار زنان "ناز".
حالا اگر در کنار این "دانسته" یا بهتر بگوییم "تفکر قالبی"، این تفکر قالبی دیگر هم وجود داشته باشد که مهمترین کارکرد ازدواج، ارضای تمایلات جنسی است، و تنها محمل ارضای این نیاز، ازدواج؛ ما با نور علی نوری مواجه خواهیم شد، که تبعات چندان خوشایندی ندارد.
حالا شاید بشود راحت تر درک کرد آدمهایی را که وقتی حرف از خواستگاری دختر از پسر می شنوند، چرا برق از سه فازشان می پرد و گمان می کنند حرفی از قبیح ترین و شنیع ترین کار ممکن از جانب یک دختر شنیده اند. شاید آنها خودشان هم خبر از این تفکرات قالبیشان نداشته باشند، اما یک چیزی آن گوشه و کنار ذهنشان هست، که "خواستگاری دختر از پسر" با آن جور در نمی آید. احتمالا بدون آنکه خودشان بدانند، گمان می کنند اینکه دختری به پسری پیشنهاد ازدواج بدهد، تقریبا به این معناست که گوشتی از گربه ای تقاضا کند که او را بخورد! یا شاید هم به این معنا که بدکاره ای خودش به مردی التماس کند از او لذت ببرد!
آنچیزی که این افراد اغلب با نام "کرامت و ارزش" زن از آن صحبت می کنند، و با "ناز" هم به آن رنگ و لعاب می دهند و عروس را هم مجبور می کنند بعد از سه بار خوانده شدن خطبه ی عقد و بعد از گرفتن زیرلفظی و با کلی "ناز و کرشمه" بله را بگوید، در واقع همان مفعول دیدن زن و ابژه ی جنسی پنداشتن اوست. وقتی زن ابزاری برای لذت بردن مرد پنداشته می شود، تعجبی ندارد که "زشت و قبیح" شمرده شود درخواست کردن این ابزار لذتجویی، از فاعلی که قرار است از او بهره گیرد.
مرتبط: زنان کشتزار شما هستند